X
تبلیغات
رایتل
خاطرات یک معلم- مدرسه نابینایان مهر

خواب دیدن:

مطالعاتی که درباره خوابهای کودکان نابینا انجام گرفته اند،اندکند. دوچه در سال 1928 دریافت که کودکان نابینا اغلب میگفتند،«من یک شیء را دیدم» که منظورشان واقعاٌ شنیدن یا احساس کردن » بود، یا فقط حضور آن را میدانستند. بنابراین وی تنها بر اساس خوابهای خودش نتیجه گرفت و دریافت که تصور خوابها « کاملاٌ شنوایی، حرکتی، ایستایی (یا بی حرکتی)، تماسی و یا لمسی است». حس شنوایی معمولاٌ مهمترین نقش را ایفا میکند، در حالیکه سه بخش به نظر نمیرسند که دارای یک اهمیتند. «تصور حس چشایی و بویایی در خوابهای وی نقشی نداشتند. وی غالباٌ مکالمات طولانی در خواب داشته و عملاٌ صداهایی را شنیده که چیزهایی را به او گفته اند و انعکاس این صداها معمولی بوده است». کاستا در سال 1937 در ایتالیا مطالعه هایی را انجام داده است که در آن 80 مورد خواب مربوط به 15 کودک نابینای کامل را تجزیه و تحلیل نموده است. این مطالعه نیز نشان داد که خوابهای کودک کاملاٌ نابینا بیشتر جنبه تماسی و شنوایی دارند. در فرانسه به وسیله بالی در سال 1933 نیز تحقیقی انجام گرفت. وی با مشاهدات فوق موافق بود و نیز اصرار بر آن داشت که خوابهای آنهایی که نابینا متولد میشوند هم دارای تنوع و استغناست. در افرادی که بعدها در طول زندگی نابینا میشوند، تصور بینایی به نسبت سنشان و طول دوران نابیناییشان بدتر میگردد. اسکامن در سال 1959 در آلمان تفسیرهای شگفت انگیزی درباره ی خوابهای آنهایی که نابینا متولد شده اند و آنهایی که در سالهای اول زندگی( 2-14 سال اول) ودیرتر از آن نابینا شده اند، کرده است. وی اصولاٌ با نویسندگان دیگر موافقت دارد،وی مرور کاملی نیز درباره نابینایان در افسانه ها و هنرهای گوناگون کرده است که ارزش مخصوصی دارند.

بلانک در سال 1958 تایید کرده است که کودکانی که نابینا متولد شده اند و آنهایی که بیش از 5 سالگی نابینا شده اند خواب های بینایی ندارند. وی نیز با دیگران هم عقیده بوده است که شنوایی در درجه اول اهمیت قرار دارد و درک تماسی و جنبشی ( حرکتی ) بعد از آن است. وی نیز دریافت که بعضی از افراد نابینا در خواب های خود از درک چشایی، بویایی و میزان حرارت  هوا صحبت کرده اند.

نوشته شده در سه‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1388ساعت 13:33 توسط رفیده ابراهیمی نظرات (1)|

قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت

ARCHIVES

LINKS

SPECIFIC

DESIGN

OTHERS